پنجشنبه|25 مرداد 1397|03 ذی الحجه 1439|16 August 2018
زمان انتشار: 1396/11/22 - 10:17 |

در گفت و گو با مديرعامل خانه تاريخ مشهد بررسي شد:

نقش حرم مطهر رضوي در انقلاب اسلامي مشهد

اواخر آبان ۵۷ بعد از درگيري راهپيمايي كنندگان به حرم پناه مي برند. نيروهاي رژيم پهلوي براي دستگيري تظاهرات كنندگان وارد حرم شده و داخل صحن تيراندازي كردند. بعد هم با همان چكمه ها وارد روضه منوره شده و در آنجا هم تيراندازي كردند. به اين آينه كاري ها هم تير خورده بود. عده اي هم مجروح و شهيد شدند. اين اتفاقات را من با چشمان خودم ديدم.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، پرداختن به تاريخ مشهد بدون در نظر گرفتن نقش حرم مطهر رضوي در حوادث گوناگون فرهنگي- اجتماعي به طور قطع امري ناقص و به دور از تمام واقعيت خواهد بود. چرا كه نه تنها شكل گيري اين شهر به بركت وجود امام رضا(ع) بوده است، بلكه وجود مضجع شريف آن حضرت در هميشه تاريخ اين شهر حضوري مهم و پررنگ داشته و به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به مركز يا پناهگاهي براي حضور و فعاليت جريانات گوناگون تبديل گشته است. حضوري كه شايد به دليل هميشگي بودن و عادي شدن رابطه و نقش آن، موجب ناديده گرفته شدن آن مي گردد. از اين رو خبرگزاري رضوي به مناسبت ايام پيروزي انقلاب اسلامي در گفت و گو با استاد محمد آصفي يزدي، مديرعامل مؤسسه فرهنگي هنري خانه تاريخ مشهد مقدس، به بررسي نقش بارگاه مطهر رضوي در حوادث و اتفاقات انقلاب اسلامي در مشهد پرداخته است.

با نگاه تاريخي متوجه خواهيم شد كه اماكن مقدس علاوه بر نقش مذهبي، هميشه مكاني براي يك سري از اتفاقات سياسي و اجتماعي هم بوده است. مثلاً نقش حرم شاه عبدالعظيم در اتفاقات مشروطه خيلي پر رنگ است. حال سوال اين است كه حرم امام رضا (ع) چه نقشي در اتفاقات سياسي - اجتماعي تاريخ معاصر ما داشته است؟
من به عنوان كسي كه آشنايي اجمالي با تاريخ اين مردم دارد اين موضوعات را سياسي نمي دانم. اين مردم دوست دار اهل بيت بوده و در فرهنگ عامه و اشعار شاعران مي بينيم كه به عنوان مثال گفته مي شود: «آمدم اي شاه پناهم بده» بنابراين امام رضا(ع) و حرم مطهر پناهگاه مردم بوده است. حال ممكن است فرد مشكل شخصي يا خانوادگي داشته باشد، يا مشكل اجتماعي. يا اينكه به هر شكلي از ناحيه يك فرد يا جمع و يا از طرف دستگاه حاكمه ظلمي نسبت به او صورت گرفته است. در چنين شرايطي مردم به امام رضا(ع) پناهنده مي شوند.
خوب طبيعتاً در فضاي حرم افراد مرجعي هم وجود دارند كه همان علماي بزرگوار هستند. علماي بزرگوار در اين فضا از معارف و سيره اهل بيت(ع) و امام رضا(ع) مي گويند. خوب مردم هم در معرض اين معارف، سيره و كلام اهل بيت(ع) قرار مي گيرند. اينجاست كه شاهد تربيت انسان هاي مومن، بصير، شجاع و انقلابي خواهيم بود. نقش حرم در چنين فضا و بستري است كه كاملا برجسته مي شود. يعني حتما نبايد آن آدم سياسي باشد و در چارچوب يك حزب يا تشكيلات سياسي فعاليت كند؛ بلكه فرهنگ تشيع و اسلام ناب محمدي(ص) معارف و آموزه هايي دارد كه انسان ها را اين گونه تربيت مي كند.

بر اين اساس چه اتفاقات مهمي را ما در تاريخ معاصر داريم كه نقش حرم در آنها برجسته مي شود؟
نقطه عطف نقش بارگاه ملكوتي امام رضا(ع) در تحولات سياسي - اجتماعي مشهد مقدس قيام گوهرشاد است. اين اتفاق نشان دهنده نقش شايسته و مهم حرم مطهر رضوي به عنوان پناهگاه و محل مراجعه مستمر مردم در حوادث اجتماعي و مذهبي است. من نمي خواهم به جزئيات قيام گوهرشاد ورود پيدا كنم. اما زماني كه مي خواستند حجاب را به زور از اين مردم بگيرند تنگناهاي شديدي در اين شهر ايجاد كردند. مثلاَ مادربزرگ خود من ماه ها از خانه بيرون نيامد تا حجابش را حفظ كند. يعني به دليل اين اجبار از يكسري از خدمات عمومي مانند حمام نتوانست استفاده كند. وقتي كارد به استخوان مردم رسيد به امام رضا(ع) پناه آوردند. در اين فضا علما هم روشنگري كردند. مرحوم بهلول يكي از سخنران ها بود. افراد ديگري هم بوده اند. اين افراد حرف مردم را مي زدند كه بايد اين فضاي استبداد و خفقان شكسته شود. در چنين شرايطي است كه آن اتفاقات روي داد. حادثه قيام گوهرشاد نقطه عطفي بود كه باعث شد تا امروز هم شاهد اين رويكرد در حرم مطهر رضوي باشيم.
يكي ديگر از ابعاد نقش حرم مطهر رضوي اين است كه بالاخره از جاي جاي جهان اسلام براي زيارت به حرم مطهر رضوي مشرف مي شوند. روزي نيست كه از گوشه و كنار جهان تشيع يك شخصيت برجسته به عنوان زائر وارد حرم مطهر رضوي نشود. ما وقتي كه تاريخ را ورق مي زنيم مي بينيم كه بسياري از بزرگان و شخصيت هاي مبارز مانند نواب صفوي يا خليل طهماسبي يا ديگر اعضاي فدائيان اسلام و يا هيئت هاي مؤتلفه، براي زيارت به مشهد آمده و بسياري از ملاقات هايشان در حرم مطهر بوده است.
خود نمازجماعت هايي كه در حرم برگزار مي شد از قبيل نماز در ايوان هاي مسجد گوهرشاد، هم مي توان در اين راستا بررسي نمود. در اين ايوان ها و شبستان ها شخصيت هاي بزرگي نماز مي خواندند. مانند مرحوم آيت الله نهاوندي كه الان هم آن شبستان به نام ايشان معروف
جالب است بدانيد كه در اين فاصله دوم تا نهم ديماه اتفاقات زيادي افتاده و دستگاه ها و افراد مختلف حمايتشان را از انقلاب اعلان كردند. كاركنان صدا و سيما، استانداري، دادگستري و حتي بخشي از ارتشي ها.
است. برون داد ارتباط مردم با اين شخصيت ها به عنوان كانون تبلور انديشه هاي ناب اهل بيت(ع) هم باز همان حركت هاي سياسي از جنس و محتواي ديني است. در سال هاي ۵۶ و ۵۷ بسياري از اتفاقات از جانب شخصيت هاي مذهبي و سياسي در حرم روي مي داد كه تا اكنون هم ادامه دارد. به طور كلي هم اسنادي كه از آن زمان وجود دارد و هم تاريخ شفاهي ما كه متكي بر مردم است اين را ثابت مي كند كه حرم مطهر نقطه عطفي براي تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي شهر مقدس مشهد است.
از سويي ديگر نقش حرم را فقط در محدوده خود حرم نبايد ديد. بلكه خيابان ها و كوچه هاي اطراف حرم هم به دليل نزديكي و تأثيرپذيري از اين فضاي مقدس محل اتفاقات و رويدادهاي گوناگون بوده است. بسياري از شخصيت ها و مبارزين زماني كه به مشهد مي آمدند در مدارس علميه يا منازل علماي بزرگ كه تقريباً در همان شعاع حرم مطهر بوده است مستقر شده و فعاليت مي كردند. همچنين مسيرهاي منتهي به حرم هم از همين جهت اهميت پيدا مي كرده است. به عنوان مثال مسير پايين خيابان كه الان به خيابان نواب صفوي معروف است از يك سو سابقه مكان هايي مانند مسجد فيل را دارد و از سويي ديگر به دليل آنكه محل تشرف به حرم از پايين پاي حضرت است تقريباً مي توان گفت همه تشييع جنازه ها از اين مسير صورت مي گرفت. كه گاهي خود همين ها مسئله ساز بوده است. مانند تشييع جنازه مرحوم كافي كه آن هم در تاريخ انقلاب اسلامي مشهد اثرگذار بوده و شهيد هم داده است. كه البته از مسير بست طبرسي صورت گرفت ولي وقتي كه مي خواست به سمت پايين پا بيايد (شكل و شمايل آن موقع اطراف حرم را بايد در نظر بگيريد) اين اتفاق روي داد.
در جريان انقلاب هم حرم محور است و عمده تظاهرات پيرامون حرم و يا در خيابان هاي منتهي به حرم مانند ميدان شهدا، چهارراه شهدا، پايين خيابان، خيابان طبرسي و خيابان امام رضا(ع) اتفاق مي افتاده است. درگيري هم كه روي مي داد و گاز اشك آور زده يا به سمت مردم شليك مي كردند، مردم به حرم پناه مي بردند. حتي دژخيمان پهلوي براي برخورد با مردم با چكمه وارد حرم هم شده و بي احترامي مي كنند.

اينكه مي فرماييد با چكمه وارد حرم شده بودند مربوط به چه ماجرايي است؟ چون ماجراي معروفي نيست. منظورتان داخل رواق ها و روي فرش هاي حرم است؟
بله اواخر آبان ۵۷ بود كه بعد از درگيري، راهپيمايي كنندگان به حرم پناه مي برند. نيروهاي رژيم پهلوي قبل از آن بارها تا درب هاي ورودي حرم آمدند و تظاهرات كنندگان را با گاز اشك آور و تيراندازي تعقيب مي كردند. اما متأسفانه در اين مقطع براي دستگيري و برخورد با تظاهرات كنندگان وارد صحن سقاخانه (انقلاب) و صحن آزادي شده و داخل صحن تيراندازي كردند. بعد هم با همان چكمه ها وارد روضه منوره شده و در آنجا هم تيراندازي كردند. به اين آينه كاري ها هم تير خورده بود. عده اي هم مجروح و شهيد شدند. اين اتفاقات را من با چشمان خودم ديدم. بعد از اين قضيه در مشهد اعلام عزاي عمومي و راهپيمايي كردند.

مقام معظم رهبري در خاطرات واقعه 10 دي مي گفتند مردم بعد از درگيري با نيروهاي رژيم به سمت حرم رفته و نيروهاي ارتش جرأت نمي كردند از چهارراه شهدا پايين تر بيايند. حال چطور اينجا چنين اتفاقي افتاده بود؟
در اين زمان ديگر فضا كاملاً عوض شده بود. اما قبل از آن اينگونه نبود. يعني قبل از آنكه نهضت فراگير شود ما در گزارشات ساواك داريم كه به عنوان مثال فلان اغتشاش گر مي خواسته است در داخل حرم پناه بگيرد، يا اغتشاش گران مي خواستند فضاي آرام حرم را بهم بريزند و ما آن ها را دستگير كرديم. اما ديگر در دي ماه قضيه كاملا فرق مي كند. عملاً در روز 10 دي كه مي فرماييد، مشهد ديگر سقوط كرده بود. رژيم فقط مي خواست مراكز مهم خود را حفظ كند و از سويي ديگر نمي خواست بيش از اين مردم را تحريك كند. ريشه نهم و دهم ديماه هم در دوم دي است. در اين روز مردم در چهارراه شهدا با ارتش درگير شده و درگيري بالا مي گيرد. تا جايي كه از فاصله نزديك و يك متري به تظاهرات كنندگان تيراندازي مي كردند. حتي يك قصابي هم آنجا بود كه وقتي اين صحنه ها را مي بيند عصباني شده، پيراهنش را در مي آورد و با ساتور به سمت نظامي ها و تانك حمله مي كند كه او را هم به شهادت مي رسانند. نزديك به ۱۲ نفر آنجا شهيد مي شوند. كلي زخمي مي شوند. اينجاست كه امام در چهلم حمله به حرم مطهر امام رضا(ع) و هفتم شهداي دوم ديماه پيام مي دهند كه مي شود ۹ ديماه.
جالب است بدانيد كه در اين فاصله دوم تا نهم ديماه اتفاقات زيادي افتاده و دستگاه ها و افراد مختلف حمايتشان را از انقلاب اعلان كردند. كاركنان صدا و سيما، استانداري، دادگستري و حتي بخشي از ارتشي ها. به عبارتي ديگر بايد گفت عملاً بعد از ۲ دي مشهد سقوط كرده و در اختيار انقلابيون قرار مي گيرد. مقصد راهپيمايي در روز نهم دي استانداري است. در حالي كه هيچگاه استانداري مقصد راهپيمايي نبوده است. زماني هم كه راهپيمايي كنندگان به سمت استانداري حركت مي كنند
خانه علمايي هم كه كانون رفت و آمد و فعاليت انقلابيون هستند در اطراف حرم است. از جمله منزل آيت الله سيد عبدالله شيرازي، آيت الله قمي، و يا آيت الله مهامي.
مقام معظم رهبري همراه آنان نبوده است. فكر مي كنيد ايشان كجا بودند؟! داخل خود استانداري. يعني نهم دي ماه استانداري كاملاً در اختيار نيروهاي انقلابي قرار داشته و مقام معظم رهبري به اتفاق ديگران از آنجا داشتند اتفاقات را مديريت مي كردند. به همين دليل است كه مي گويم در اين زمان ديگر مشهد سقوط كرده بود. علاوه بر كارمندان استانداري، گروهي از ارتشي ها هم به انقلاب پيوسته و در استانداري در جمع مردم حاضر مي شوند. كه البته در اين زمان و هنگامي كه مقام معظم رهبري داشتند از همراهي ارتش با مردم، و اينكه آنان برادران ما هستند براي مردم سخنراني مي كردند، ناگهان تيري شليك شده و همه چيز را به هم مي ريزد. اسناد هم نشان مي دهد كه اين تير از ناحيه ارتشي هاي مدافع رژيم بوده و موجب به هم ريختن فضا و آن اتفاقات ناگوار مي شود. واقعه ۱۰ ديماه در چنين فضايي روي مي دهد. مردم مركز نيروي پايداري را هم تصرف كرده بودند و نقاط استراتژيك رژيم در حال سقوط بود. به همين دليل آنها فقط مي خواستند اين مراكز را حفظ كنند و ديگر به حرم كاري نداشتند. به همين دليل هم وقايع آن روز با اين حد از جنايت اتفاق افتاد. بعد از آن هم يك هفته مشهد حكومت نظامي بود. كه البته باز هم زنان بودند كه اين يخ را شكستند. يعني روز ۱۷ دي ماه زنان به مناسبت سالگرد ۱۷ دي ۵۶ و هفتم شهداي ۱۰ دي از منزل آيت الله قمي در چهارباغ راهپيمايي كرده و به بازار فرش و سپس مسجد گوهرشاد رفتند. در مسجد گوهرشاد و داخل حرم يك سخنراني كوتاهي صورت گرفت و راهپيمايي تمام شد اما بعد از آن ديگر فضاي مشهد باز شد و برنامه ها تا ۲۲ بهمن ادامه پيدا كرد.

در فاصله قيام مسجد گوهر شاد تا سال ۵۷ كه انقلاب اوج مي گيرد و اين اتفاقات روي مي دهد آيا اتفاق خاصي با محوريت حرم داريم؟
داريم ولي در اين حد و اندازه ها نبوده است. مثلا در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت يا بعد از آن در فعاليت هاي مرحوم نواب صفوي و يارانش در مشهد، و يا جريان ۱۵ خرداد ۴۲ اتفاقاتي را در اطراف حرم داريم ولي محدود است.
دليل آن هم اين است كه در آن زمان حرم در اختيار رژيم و نايب التوليه است. از اين رو در داخل حرم چندان نمي شود فعاليتي را انجام داد. به همين دليل مبارزين سعي مي كنند كه از نقاط كانوني اطراف حرم براي فعاليت هاي خود استفاده كنند. مثلا سخنراني هاي شهيد هاشمي نژاد در مسجد فيل است كه تقريباً در يكصد متري حرم مطهر قرار دارد. يا مسجد كرامت كه در چهارراه شهدا قرار دارد. خانه علمايي هم كه كانون رفت و آمد و فعاليت انقلابيون هستند در اطراف حرم است. از جمله منزل آيت الله سيد عبدالله شيرازي، آيت الله قمي، و يا آيت الله مهامي.

در خاطرات مربوط به مرحوم محمدتقي شريعتي آمده كه ايشان در سال هاي دهه ۴۰ در روز عاشورا و تاسوعا با دسته عزاداري به حرم رفته و در آنجا بر عليه ظلم و بي عدالتي سخنراني مي كرد. چقدر اتفاقات و سخنراني هاي اينچنيني توسط انقلابيون در حرم داشتيم؟
اندك و آن هم به صورت سخنراني هاي كوتاه. به طور كلي داخل حرم سه نوع اتفاق مي افتاد. اول سخنراني وابستگان به رژيم و روحانيون درباري بود كه در انتهاي سخنراني هم براي شاه دعا مي كردند. دوم علماي بزرگي كه در آنجا نماز خوانده و گاهي اوقات در ميان گفتن احكام و يا حديث نكاتي را بيان مي كردند. سوم سخنراني هاي گهگاه و عبوري كه در مناسبت هايي مانند همين تاسوعا و عاشورا صورت مي گرفت. كه اندك و كوتاه بود چرا كه مانع از ادامه آن مي شدند.

در ايام بعد از پيروزي انقلاب چه طور؟ نقش حرم در اين ايام چگونه است؟
از بهمن ماه ديگر حرم در اختيار انقلابيون است. از اين زمان به بعد ديگر سخنراني هاي مقام معظم رهبري، شهيد هاشمي نژاد و حاج آقاي طبسي عمدتاً در مقابل حرم و يا بعضاً در داخل حرم صورت مي گيرد. اگر تصاوير مربوط به آن زمان را هم نگاه كنيد مي توان اين مسئله را به خوبي مشاهده نمود. البته داخل حرم به دليل زيادي جمعيت كمتر برگزار مي شود.

در آن زمان اين نگاه وجود نداشت كه فضاي حرم را سياسي نكنيد؟ و بگذاريد فضاي معنوي و مقدس آن حفظ شود؟
آن آخوندهاي درباري در حرم اين حرف ها را مي زدند، اما عموم مردم در فضاي انقلاب بودند.

روحانيون سنتي چطور؟ آنهايي كه نه با شاه بودند و نه حركت انقلابي را قبول داشتند؟
اين گروه در اين زمان خيلي اندك هستند. قاطبه روحانيون با انقلاب همراه بودند. شما اگر به تصاوير آن زمان هم نگاه كنيد مي بينيد كه حضور روحانيت در مشهد واقعاً ويژه است. يعني در راهپيمايي ها چند هزار نفر همه عمامه به سر هستند. از سويي ديگر در آن زمان مردم تفكيكي ميان اينكه ما داريم كار سياسي مي كنيم يا كار مذهبي قائل نبودند. انقلاب اسلامي براي مردم كاملاً حركتي مذهبي بود. چرا كه مي خواستند با با ظلم، فساد، تبعيض و وابستگي مبارزه كنند. به همين دليل مردم حركت خود را وظيفه ديني مي دانستند.

منبع: پايگاه رضوي

برچسب ها:مشهد - انقلاب اسلامي


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: