پنجشنبه|29 شهريور 1397|08 محرم 1440|20 September 2018
زمان انتشار: 1396/12/21 - 13:44 |

روايتي از سه روز عاشقي زائران دانشگاهي با اباعبدالله(ع)

اما سه روزي كه سه لحظه گذشت... سه روز در كربلا ... سه روز با عتبات دانشگاهيان در قلبم آشيانه كرد تا براي هميشه حلاوت اين سفر عاشقانه و ياد آن، مرا با پاي دل مسافر كربلا كند...
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، آن جا كه بشنوي يا نشنوي، بخوانند يا نخوانند؛ هواي اين سرزمين و ديوارهاي اين شهر مي شود روضه بي بي زينب(س) و بغض قد مي كشد تا زير پلك هايت و تو ياد مي كني پريشاني آن بانوي قدخميده اي كه چون پاي در اين سرزمين مي گذارد، بند بند دلش پاره مي شود اما راضي مي شود به رضاي پروردگار.

آن زمان كه از لب هاي برادر مي شنود: "اللهم إِنّي أعوذُبك منَ الكربِ وَ البَلا"و حالا تو خود را در اين شهر يافته اي .چشم هايت را ببند و بگذار بغضت شكوفه كند در ميان حلقه حيران چشم ها .

خوب كه گوش كني مي شنوي تركيبي از صداي شمشيرهاي برهنه و گريه شيرخوار عطشان را، مي شنوي صداي رجزِ شير پسر حسين را در ميان ضجه زنان خِيام.

گوش كن نغمه زيباي " أنا ابنُ اميرالمؤمنين" از سمت علقمه طنيده در صداي هلهله لشگريان دشمن!صداي مضطرب"وامحمدا و واعليا" از بالاي بلندي.موسيقي اصطكاك خنجري كه نمي بُرد و استخوان گلويي كه رد بوسه پيامبر رويش مانده هنوز.صداي هوهوي شمشيرها براي رسيدن به صدر الحسين(ع) در ميان قتلگاه ...

خوب گوش كن . . .اينجا صداي شيون مادر قد خميده زينب(س) را هم مي شنوي كه بالاي سر حسين(ع) ندا مي دهد:"ذَبَحُوكَ عطشانا، قَتلوكَ و من الماءمنعوك"و حالا سري كه روي نيزه تصنيف دلدادگي مي خواند و چه موسيقي عاشقانه اي ست تركيب اين اصوات در كربلا.

و اينك خود را در كربلا يافته ام ، در سرزمين حسين(ع)، در محضر خدا.منم و كوله بار عصيان و خطا كه شرمسارم مي كند از حضور در حريم تو و حالا با قلبي كه سراسيمه با شوق مي دود به سوي حرم و پايي كه نمي آيد از فرط شرمندگي چه كنم؟

دستِ محبتِ عباس(ع)، سرِ به زير افتاده ام را كه بلند مي كند پيشاني حَرمت را نظاره مي كنم كه روي اش نوشته: " السلام عليكَ يا شَفيعَ المُذنِبين"و اين يعني آغوشت را باز كرده اي براي گنهكاران.

قدم هاي شرمنده ام جسور مي شوند و پا مي گذارند در برابر باب القبله تو، چشمم خيره مي شود به گنبد طلايي ات و دلم مي كشاندم به سوي حريم كبريايي ات.

مداحي كه از ستاد تا باب القبله ما را همراهي كرد شروع به مرثيه خواني مي كند و در انتها از رقيه(س) سخن به ميان مي آيد .لحظه به لحظه و نقطه به نقطه كربلا به خودي خود، روضه سه ساله است.اينجا هر دختر كوچكِ چادر به سري را كه مي بينم دلم حسينيه مي شود و چشم هايم روضه رقيه(س) مي خواند .

اصلا اينجا سراسر روضه است . صداي هق هق دلم را مي شنوم در گوشه گوشه كربلا.حالا من با اين چشم و دل روضه خوان چه كنم؟حرم ... خيمه گاه ... علقمه ... تل زينبيه ... هرجا كه مي رسم دلم گره مي خورد گره روي گره!مي دانم در لحظه وداع كه نزديك است من مي مانم با اين گره هاي كور، با قلبي كه جامانده و با پايي كه تاب برگشتن ندارد.باقلبي كه جا مانده و با پايي كه توان برگشتن ندارد چه كنم؟

آقاي كريمِ من... من كاسه گدايي به دست گرفته بودم و حالا كربلايت كاسه چه كنم چه كنم به دستم داده است.از فردا من با فراق حرم و اين همه چه كنم ها؛ چه كنم؟

در وداع با تو عهد و پيمان مي بندم كه تا آخرين لحظه دست از بيعت و همراهي تو نكشم.چه وداع جانسوزي است آنگاه كه بايد با تو خداحافظي كرد، اما آنچه تحمل اين دوري را برايم ممكن مي كند پيماني است كه در آخرين لحظات با تو مي بندم تا كربلايي بمانم و كربلايي بميرم و اين يعني " كل أرض كربلا . . ."

اما سه روزي كه سه لحظه گذشت... سه روز در كربلا ... سه روز با عتبات دانشگاهيان در قلبم آشيانه كرد تا براي هميشه حلاوت اين سفر عاشقانه و ياد آن، مرا با پاي دل مسافر كربلا كند.



برچسب ها:عتبات - دانشگاه


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: