چهارشنبه|30 خرداد 1397|05 شوال 1439|20 June 2018
زمان انتشار: 1397/03/24 - 08:55 |

مردي كه در 28 سالگي مرجع تقليد شد!

امروز ۲۹ ماه مبارك رمضان مصادف با تولد علامه حلي است.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، علامه حلّي در شب 29 رمضان 648 هـ . ق. در شهر عالم پرور حلّه ديده به جهان گشود. در سنين كودكي به دانش اندوزي مشغول شد و به قدري پيش رفت كه ملقّب به «جمال الدين» گرديد. وي در زادگاهش كه در آن روزگار از مراكز علمي ـ فرهنگي شيعي به شمار مي رفت، از محضر بزرگاني چون: پدرش شيخ يوسف سديدالدين، محقق حلّي، خواجه نصيرالدين طوسي و ابن ميثم بحراني استفاده كرد. علامه حلي پس از فوت محقق حلي در حالي كه هنوز 28 سال از زندگيش گذشته بود، مرجعيت تقليد مردم را به عهده گرفت.

همزمان با اين اوضاع، در ايران سلطان محمد اولجايتو در نزديكي شهر ابهر، شهري به نام «سلطانيه» بنا كرد و در آنجا به سراسر كشور پهناور ايران حكمراني مي كرد. سلطان روزي عصباني شد و در حال عصبانيت زن خود را سه طلاقه كرد، ولي بعد پشيمان شد؛ لذا علماي اهل سنت را جمع كرد تا چاره اي بينديشند. تمام علماي اهل سنت حكم به عدم زوجيت داده، گفتند: بايد از همديگر جدا شويد.* يكي از علما كه ناراحتي سلطان را مشاهده كرد، به او گفت: عالمي در حلّه زندگي مي كند كه اين نوع طلاق را قبول ندارد. سلطان محمد پيكي را به حلّه فرستاد تا علامه را به ايران بياورند. پس از مدتي علامه حلّي به دربار سلطان محمد رفت و در جلسه اي با حضور علماي اهل سنت، با دلايل متقن ثابت كرد به اين دليل كه دو شاهد هنگام اجراي طلاق حضور نداشته اند، طلاق باطل و زوجيت ثابت است. پس از اين جلسه، شاه كه به قدرت علمي علاّمه حلّي پي برده بود، جلسه مناظره ميان علماي اهل سنت و علاّمه حلّي برگزار كرد كه در نتيجه، علامه با دلايل متقن ولايت امام علي(عليه السلام) را به اثبات رساند.

پس از اين جلسه، سلطان محمد شيعه شد و به سلطان محمد خدابنده مشهور گرديد. شاه دستور داد تشيع مذهب رسمي ايران باشد و نيز به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرهاي ايران، به نام ائمه سكه بزنند و سر در مساجد و اماكن متبركه را به نام ائمه مزيّن كنند. علاّمه حلّي 10 سال ملازم سلطان بود تا اينكه پس از ده سال در 716 سلطان فوت كرد و علامه به وطنش بازگشت.

از عادات نيكوي او اين بود كه هر هفته روزهاي پنج شنبه، از حلّه به زيارت امام حسين(عليه السلام) مي رفت و اين عادت تا پايان عمرش دوام داشت.

زمان وي كه مصادف با حمله مغولان بود، به نيكي به اداره جامعه شيعه پرداخت. در ادامه مناظره اي معروف از ايشان در پي مي آيد:

روزي سلطان الجايتو محمد مغولي مجلسي تشكيل داد و علماي مذاهب اربعه اهل سنت را جمع كرد و علامه حلي را نيز فرا خواند. علامه در هنگام ورود كفشش را زير بغل گرفت و به سلطان سلام كرد و در كنار او نشست. به او گفتند چرا به سلطان سجده و ادب نكردي؟ گفت: حضرت رسول‌الله سلطان‌السلاطين بود و مردم به او سلام مي‌كردند و در آيه شريفه هم آمده است «فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً». علاوه بر اينكه در ميان ما و شما اختلافي نيست كه سجده مخصوص خداست.

گفتند چرا كنار سلطان نشستي؟ گفت: چون غير از آنجا جاي خالي نديدم و حديث نبوي است كه در حين ورود به مجلس، هرجاي خالي يافتي بنشين. گفتند: نعلين چه ارزشي داشت كه آن را به مجلس سلطان آوردي؟ گفت: ترسيدم حنفي‌مذهب آن را بدزدد چنان‌كه رئيسشان كفش پيامبر(ص) را دزديد. حنفي‌ها معترض شدند كه ابوحنيفه در زمان آن حضرت وجود نداشته است. علامه گفت فراموشم شد! گويا دزد كفش، شافعي بوده است.

همين گفتگو و اعتراض درباره شافعيان، مالكيان و حنبليان تكرار شد. علامه رو به سلطان كرد و گفت: حالا مكشوف شد كه هيچ‌يك از رؤساي مذاهب اربعه در زمان پيامبر(ص) نبوده است و آراي آنان، رأي و نظر اختراعي خودشان است؛ اما مذهب شيعه تابع اميرالمؤمنين است كه وصي و برادر آن حضرت بوده و به منزله نفس و جان وي است. علامه در ادامهٔ مناظره خطبه بليغي خواند و سلطان در انتهاي مناظره شيعه شد.

علامه تا زمان مرگ سلطان محمد خدابنده در ايران ‌ماند و به نشر معارف و فرهنگ تشيع ‌پرداخت. همچنين در همه سفر‌ها همراه سلطان بود و به پيشنهاد او مدرسه سياري از خيمه و چادر ساخته ‌شد تا در مواقع سفر حمل شده و در هركجا كه كاروان اقامت نمود، علامه به تدريس و مباحثه بپردازد.

خواندمير، تاريخ حبيب السير، ج۳، ص ۱۹۷ و شوشتري، مجالس المؤمنين، ج۲، ص ۳۶۰




برچسب ها:مناسبت ها - نجف اشرف


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: